برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی nut به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل nut
(اسم) میوه هایی کوچک و مغز دار که جزء آجیل ها هستند (مغز – دو مثال اول) – مهره یا سرپیچی که یک پیچ داخل آن می رود (مثال سوم و چهارم) – آدمی که دیوانه یا احمق یا عجیب و غریب است
a cashew nut
یک مغز بادام هندی
Are you allergic to nuts?
آیا به آجیل حساسیت دارید؟ (nuts = آجیل)
a wing nut
یک مهره بالدار (مهره هایی که دو طرف آن بال هایی برای آسانتر پیچ کردن وجود دارد)
bolt and nut
پیچ و مهره
Are you nut?
دیوانه ای؟
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) آدمی که دیوانه چیزی است و خیلی به آن علاقه دارد
a computer nut
یک دیوانه کامپیوتر
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره nut، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


