koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی being به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

being

اسم

US /ˈbiːjɪŋ/

beings

(اسم) کسی یا چیزی که وجود دارد، موجود - come into being/be brought into being به وجود آمدن (مثال سوم) – the core/roots/whole of somebody’s being وجود یا مهم ترین بخش چیزی (مثال آخر) - with every fiber of your being با تمام تلاش یا میل

a human being

یک موجود انسانی (یک انسان)

a mythical being

یک موجود افسانه ای

a law that first came into being in 2005

قانونی که در سال 2005 به وجود آمد

I knew it was true in the core of my being.

من از اعماق وجود خود میدانستم که این واقعیت دارد.

being

حرف ربط

(حرف ربط) being as/that/as how چون، از آنجا که

being

فعل

(فعل) حالت استمراری فعل be