برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bad به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bad
(صفت) بد، ناخوشایند – فاسد (مثال آخر)
She's in a bad mood.
او حالش خوب نیست.
a bad dream
یک خواب بد
a bad marriage
یک ازدواج بد
very bad habits
عادت های خیلی بد
او حال بدی داشت.
a bad person
یک آدم بد (شیطان صفت)
a bad fish
یک ماهی فاسد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bad، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


