koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی bad به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

bad

صفت

US /ˈbæd/

(صفت) بد، ناخوشایند – فاسد (مثال آخر)

She's in a bad mood.

او حالش خوب نیست.

a bad dream

یک خواب بد

a bad marriage

یک ازدواج بد

very bad habits

عادت های خیلی بد

He was feeling pretty bad.

او حال بدی داشت.

a bad person

یک آدم بد (شیطان صفت)

a bad fish

یک ماهی فاسد

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) apple یا bad apple یک عضو ناهنجار یک گروه - come to a bad end به عاقبت بدی ختم شدن، مردن - in a bad way در وضعیت بد، در حالت بد - not bad خوب، خیلی خوب (مثال اول) - with bad grace با نارضایتی – badness (اسم) بد بودن

That wasn't bad for a first attempt.

برای اولین تلاش بد نبود.