برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی knuckle به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل knuckle
(اسم) بند انگشت – قوزک پای گوسفند یا گاو و غیره - rap somebody on/over the knuckles الف: تنبیه کردن یا سرزنش کردن کسی به صورت جزئی ب: بچه ای را با زدن روی پشت دست او تنبیه کردن
He rapped her knuckles at the door.
او با بند انگشت های دست خود به در ضربه ضد.
a cow knuckle
قوزک پای یک گاو
knuckle
فعل
knuckles; knuckled; knuckling
(فعل) knuckle down سخت کار کردن - knuckle under تسلیم شدن و دیگر مبارزه نکردن (مثال دوم)
The only thing to do was to knuckle down.
تنها کاری که باید میکردیم، سخت کار کردن بود.
It is arguable whether the rebels will knuckle under.
این قابل بحث است که آیا شورشیان تسلیم میشوند یا خیر.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره knuckle، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


