برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی incidental به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل incidental
(صفت) همراه با چیزی ولی به عنوان یک بخش جزئی، ضمنی
an incidental benefit
یک منفعت ضمنی (منفعتی که علاوه بر منفعت اصلی بدست می آید)
The points you make are true, but they're incidental to the main activity.
نکاتی که شما میگویید درست است ولی جزئی از فعالیت اصلی آن ها نیست. (به صورت ضمنی رخ میدهد)
incidental
اسم
incidentals
(اسم) چیزی که ضمنی است، چیزی که مربوط به چیزی مهم تر است
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


