برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی incidental به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل incidental
(صفت) همراه با چیزی ولی به عنوان یک بخش جزئی، ضمنی
an incidental benefit
یک منفعت ضمنی (منفعتی که علاوه بر منفعت اصلی بدست می آید)
The points you make are true, but they're incidental to the main activity.
نکاتی که شما میگویید درست است ولی جزئی از فعالیت اصلی آن ها نیست. (به صورت ضمنی رخ میدهد)
incidental
اسم
incidentals
(اسم) چیزی که ضمنی است، چیزی که مربوط به چیزی مهم تر است
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره incidental، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

