برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی interpret به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل interpret
(فعل) توضیح دادن معنی چیزی، تفسیر کردن – ترجمه کردن به یک زبان دیگر (مخصوصا ترجمه شفاهی) – interpretable قابل تفسیر (مثال آخر)
interpret a dream
تفسیر کردن یک خواب
I interpreted his behavior as indicating that he disliked me.
من رفتار او را چنین تفسیر کردم که نشان می دهد او مرا دوست ندارد.
I didn't know whether to interpret her silence as acceptance or refusal.
نمی دانم که آیا سکوتش را به عنوان پذیرش تفسیر کنم یا رد.
I had to ask someone to interpret for me because I don’t know any Italian.
من مجبور شدم از کسی بخواهم تا برایم ترجمه کند، چون من اصلا ایتالیایی نمی دانم.
interpretable solution
راه حل قابل تفسیر
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره interpret، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

