برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tendon به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tendon
(اسم) تاندون یا زردپی (بافت همبند متراکم شده ای که استخوان ها را کنار هم و ارگان های بدن را سر جایشان نگه میدارد)
He has damaged a tendon in his leg.
یک تاندون پای او آسیب دیده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tendon، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

