koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی need به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

need

فعل

US /ˈniːd/

needs; needed; needing

(فعل) نیاز داشتن – نیاز است، باید

Do you need anything else?

آیا چیز دیگری نیاز دارید؟

We need you to make this happen.

ما برای تحقیق این کار به شما نیاز داریم.

The police told her she needn't worry.

پلیس به گفت که نیازی نیست نگران باشد.

Sara need never find out what I said.

سارا نیاز نیست (نباید) هرگز بفهمد که من چی گفتم.

A lot of things needs to be done until tomorrow.

کارهای زیادی باید تا فردا انجام شود.

She needs to lose weight.

او باید وزن کم کند.

need

اسم

needs

(اسم) نیاز – دلیل – شرایطی که افراد چیز مورد نیازشان را ندارند (نیازمندی)

There’s a growing need for repairing rural houses.

نیاز روزافزونی برای تعمیر خانه های روستایی وجود دارد.

I don’t think there’s any need to worry.

به نظر من دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.

a need to be loved

نیاز به دوست داشتن

There's no need to apologize.

نیازی به عذرخواهی نیست.

She helped me in my hour of need.

او در موقع نیازمندی، به من کمک کرد.

We must care for those in need.

ما باید به آن هایی که نیازمند هستند کمک کنیم.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) if need be اگر چیزی نیاز است - in need of برای گفتن اینکه چیزی یا کسی به چیزی نیاز دارد

If need be, I can bring some extra money.

اگر لازم است، من می توانم کمی پول اضافه بیاورم.

I'm in need of some fresh air.

من کمی هوای تازه می خواهم.