koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی activity به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

activity

اسم

US /ækˈtɪvəti/

activities

(اسم) فعالیت - a hive of activity یک مکان شلوغ (مثال چهارم) - frantic activity موقعیت پر هرج و مرج و آشفته در جایی مانند یک اداره - engage in an activity یا take part in an activity انجام دادن یا جزء یک کار یا فعالیت بودن

outdoor activities

فعالیت های خارج از خانه

political activities

فعالیت های سیاسی

social activities

فعالیت های اجتماعی

The hotel lobby was a hive of activity each morning.

لابی هتل هر صبح شلوغ بود.