koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی movement به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

movement

اسم

US /ˈmuːvmənt/

movements

(اسم) حرکت – جابجایی (مثال سوم و چهارم) – یک اقدام یا حرکت اجتماعی یا مربوط به یک سازمان (جنبش، نهضت)

Sara watched his every movement.

سارا تمام حرکات او را تخت نظر داشت.

eye movements

حرکات چشم

the movement of goods across the border

جابجایی کالاها در از این طرف به آن طرف مرز

troop movements

جابجایی های نیرو

the civil rights movement

جنبش حقوق مدنی

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) تغییر قابل ملاحظه، دگرگونی – اجابت مزاج کردن - موومان در موسیقی (به معنای بخش کاملی از یک اثر بزرگ‌ ترِ موسیقی است که خود آغاز و انجامی دارد. آثاری مانند سمفونی و کنسرتو و سونات هریک از چند موومان تشکیل می ‌شوند. گاه یک موومان از اثری در کنسرت ‌ها اجرا می‌ شود، ولی اجرای هر اثر موسیقی وقتی کامل است که تمام موومان‌های آن اجرا شود. منبع: ویکی پدیا)

a movement towards greater sexual equality

تغییری به سمت برابر جنسی بیشتر

reasons behind share price movements

دلایل پشت سر تغییرات (نوسانات) قیمت سهام

the first movement of the symphony

اولین موومان این سمفونی