برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی movement به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل movement
(اسم) حرکت – جابجایی (مثال سوم و چهارم) – یک اقدام یا حرکت اجتماعی یا مربوط به یک سازمان (جنبش، نهضت)
Sara watched his every movement.
سارا تمام حرکات او را تخت نظر داشت.
eye movements
حرکات چشم
the movement of goods across the border
جابجایی کالاها در از این طرف به آن طرف مرز
troop movements
جابجایی های نیرو
جنبش حقوق مدنی
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) تغییر قابل ملاحظه، دگرگونی – اجابت مزاج کردن - موومان در موسیقی (به معنای بخش کاملی از یک اثر بزرگ ترِ موسیقی است که خود آغاز و انجامی دارد. آثاری مانند سمفونی و کنسرتو و سونات هریک از چند موومان تشکیل می شوند. گاه یک موومان از اثری در کنسرت ها اجرا می شود، ولی اجرای هر اثر موسیقی وقتی کامل است که تمام موومانهای آن اجرا شود. منبع: ویکی پدیا)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره movement، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

