برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی represent به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل represent
(فعل) به نمایندگی از کسی یا گروهی حرف زدن یا اقدامی انجام دادن – نشان دادن یا توصیف کردن چیزی یا نماد یا سنبل چیزی بودن (مثال دوم و سوم) – بودن یا نتیجه چیزی بودن (مثال چهارم)
She represented her firm at the meeting.
او نماینده شرکتش در این جلسه است.
The flag represents our country.
این پرچم کشور ما است.
The map represents Italy in the 12th century.
این نقشه، ایتالیا را در قرن دوازدهم نشان می دهد.
This represents years of work.
این محصول سال ها فعالیت است.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) مثال چیزی بودن
He represents everything I dislike about politics.
او نمونه هر چیزی است که من درباره سیاست آن را بد دارم.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره represent، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

