koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی handle به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

handle

اسم

US /ˈhændl̟/

handles

(اسم) دسته چیزی، دستگیره چیزی – کنیه یا نام مستعار

a door handle

دستگیره در

the handle of a knife

دسته چاقو

the handle of a shovel

دسته بیل

What's your handle?

اسم مستعار شما چیست؟

handle

فعل

handles; handled; handling

(فعل) چیزی را با دست لمس کردن یا نگه داشتن یا جا به جا کردن – کنترل کردن یا استفاده کردن چیزی با دست – سرو کار داشتن یا مسئولیت چیزی را داشتن

The baked potatoes were too hot to handle with our bare hands.

سیب زمینی ها پخته برای با دست خالی نگه داشتن خیلی داغ بودند.

I'm looking for a car that handles well in the snow.

من دنبال یک خودرو می گردم که در برف به خوبی کنترل شود.

She learned how to handle a weapon.

او یاد گرفت که چطور از یک تفنگ استفاده کند.

Who handles the marketing in your company?

چه کسی بازاریابی را در شرکت شما بر عهده دارد؟