koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی into به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

into

حرف اضافه

US /ˈɪntu/

(حرف اضافه) وارد، داخل، در – مربوط به، درگیر، سرگرم – برای نشان دادن تغییر شکل یا تغییر شرایط

They went into the backyard.

آن ها وارد حیاط پشتی شدند.

She wants to get into politics.

او می خواهید وارد (درگیر) سیاست شود.

I know I should do my taxes but I just don’t want to get into it now.

می دانم که باید مالیات هایم را پرداخت کنم ولی الان نمی خواهم درگیر آن شوم.

He is heavily into music.

او خیلی درگیر (علاقه مند) موسیقی است.

We made the extra bedroom into an office.

او اتاق خواب اضافه را به دفتر تبدیل کرد.

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) برای توصیف کردن برخود یا به هم رسیدن دو چیز یا دو نفر – برای اشاره به تقسیم دو عدد

Guess who I ran into at the shopping mall!

حدس بزن در مرکز خرید به چه کسی بر خوردم (کی را دادم)!

The driver apparently fell asleep and his car slammed into a tree.

ظاهرا راننده به خواب رفته است و ماشینش به یک درخت برخورد کرده است.

5 into 10 is 2.

5 نسبت به ده می شود 2.