برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی closely به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل closely
(قید) به دقت – رابطه یا مشارکت خیلی نزدیک – نزدیک به لحاظ فاصله یا زمان
We watched her closely to make sure her fever did not go up again.
به دقت او را زیر نظر داشتیم تا مطمئن شویم تب او دوباره بالا نرود.
We worked together closely for years.
ما برای سال ها، خیلی نزدیک با هم کار کردیم.
He walked into the room, closely followed by the rest of the family.
او در حالی که از نزدیک توسط بقیه افراد خانواده دنبال می شد وارد اتاق شد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


