koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی backward به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

backward

صفت

US /ˈbækwɚd/

(صفت) عقب، عقبی، رو به عقب (دو مثال اول) – عقب افتاده (کمتر از حد نرمال رشد یا پیشرفت کرده – دو مثال آخر) – backwardness (اسم) عقب افتادگی - without (so much as) a backward glance اینکه بگویید که از ترک جایی یا رفتن از مکانی خوشحال هستید

She felt that going back to live in her home town would be a backward step.

او احساس کرد که برگشتن به زندگی در شهر یک قدم به عقب خواهد بود.

a backward somersault

پشتک somersault) شیرجه درون آب)

a backward child

یک کودک عقب افتاده

a backward country

یک کشور توسعه نیافته

backward

قید

(قید) به عقب (دو مثال اول) – وارونه، پشت و رو (مثال سوم) - bend over backward یا lean over backward یا fall over backward تمام تلاش خود را برای کمک یا خوشحال کردن کسی انجام دادن (مثال چهارم) - know (something) backward and forward کل ماجرا یا چیزی را دانستن

He took a step backward.

او یک قدم به عقب برداشت.

Count backward from 20.

از بیست رو به عقب بشمر.

‘Ambulance’ is written backward so you can read it in the mirror.

آمبولانس وارونه نوشته می شود تا شما بتوانید درون آینه آن را بخوانید.

He will bend over backwards to help you.

او تمام تلاش خود را برای کمک به تو خواهد کرد.