برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی forearm به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل forearm
(اسم) دست از آرنج تا مچ، ساعد
the tattoo on his left forearm
آن تتو روی ساعد دست چپ او
forearm
فعل
forearms; forearmed; forearming
(فعل) forewarned is forearmed اینکه وقتی به شما درباره چیزی هشدار داده میشود شما برای آن آماده هستید
Check the temperature before you go outside. Forewarned is forearmed.
قبل از رفتن به بیرون دمای هوا را چک کن. گفتم که حواست باشد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره forearm، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


