بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی dish به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل dish

dish

اسم

US تلفظ صوتی/ˈdɪʃ/

dishes

(اسم) دیس غذا، بشقاب – کلیه ظروف شامل بشقاب، دیس، لیوان و غیره که در یک وعده غذایی استفاده می شود – هر چیز بشقاب مانند دیش ماهواره - غذا

a baking/serving dish

یک دیس پختن / پذیرایی

Who’s going to do the dishes?

چه کسی می خواهد کار ظرف ها را انجام دهد؟ (شستن، آب کشیدن و خشک کردن ظروف)

I decided to cook his favorite dish.

من می خواهم غذای مورد علاقه او را درست کنم.

dish

فعل

dishes; dished; dishing

(فعل) خبرچینی کردن (gossip) - dish out الف: پذیرایی کردن، سرو کردن غذا ب: دادن چیزی به صورت رایگان یا به مقدار زیاد (مثال اول) - dish it out به بقیه انتقاد کردن - to dish (the) dirt شایعه یا اطلاعات بدی را پخش کردن - dish up غذا را درون دیس ریختن و خوردن یا به کسی دادن

We made copies of our performance and dished them out to our friends.

ما از اجرای خود کپی گرفتیم و آن را به دوستان خود دادیم.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره dish، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان