برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی agency به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل agency
(اسم) یک کسب و کار یا شرکت یا یک نمایندگی (مثال اول) – آژانس، نمایندگی (مثال دوم) - through the agency of با استفاده از کمک یا خدمت کسی یا چیزی (مثال آخر)
an advertising agency
یک شرکت تبلیغاتی
news agency
آژانس خبری
a UN agency responsible for helping refugees
نمایندگی سازمان ملل برای کمک به پناهندگان
She obtained her position through the agency of an old friend.
او با کمک یک دوست قدیمی، جایگاهش را بدست آورد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره agency، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


