koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی crowd به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

crowd

اسم

US /ˈkraʊd/

crowds

(اسم) گروهی از مردم

A crowd formed outside the club.

جمعیتی بیرون باشگاه شکل گرفت.

crowd

فعل

crowds; crowded; crowding

(فعل) جایی را پر کردن یا تجمع کردن - خیلی نزدیک کسی ایستادن به طوری که ایجاد ناراحتی کند (مثال دوم) - crowd out someone/something مجبور کردن کسی یا چیزی به خروج از جایی یا موقعیتی با پر کردن فضای آن (مثال سوم)

Reporters crowded around her.

خبرنگاران اطراف او تجمع کردند.

Please move back. You're crowding me.

لطفاً عقب بروید. خیلی به من نزدیک شده اید.

Supermarket chains have crowded out the smaller shops.

فروشگاه های زنجیره ای، مغازه های کوچک را از صحنه خارج کرده اند. (تعدادشان به قدری زیاد شده که دیگر جای فعالیت فروشگاه های کوچک نیست)