برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی chart به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل chart
(اسم) نمودار
a weather chart
نمودار آب و هوا
chart
فعل
charts; charted; charting
(فعل) ثبت کردن تغییرات یا پیشرفت چیزی – طرح ریزی کردن یک سری از اقدامات (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره chart، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


