koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی chart به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

chart

اسم

US /ˈtʃɑɚt/

charts

(اسم) نمودار

a weather chart

نمودار آب و هوا

chart

فعل

charts; charted; charting

(فعل) ثبت کردن تغییرات یا پیشرفت چیزی – طرح ریزی کردن یک سری از اقدامات (مثال دوم)

The magazine charts current trends in fashion.

این مجله تمایلات جاری در صنعت مد را ثبت کرده است.

She had carefully charted her route to the top of her profession.

او به دقت مسیرش به بالای حرفه خود را برنامه ریزی کرده بود.