بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی along به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل along

along

حرف اضافه

US تلفظ صوتی/əˈlɑːŋ/

(حرف اضافه) از روی یک خط یا یک جاده یا لبه چیزی به نقطه دیگر رفتن (مثال اول) – کنار چیزی، در جایی (مثال آخر)

We walked along the canal path.

ما کنار مسیر کانال قدم زدیم.

I lost my hat along the way.

من جایی در مسیر، کلاهم را گم کردم.

(حرف اضافه - ادامه بررسی معنی واژه) در طول، در امتداد، در مسیر (دو مثال اول) – در یک نقطه از چیزی (مثال سوم)

They walked slowly along the road.

آن ها به آرامی در مسیر جاده قدم زدند.

the toolbar along the top of your screen

نوار ابزاری که در امتدای بالای صفحه نمایش شما قرار دارد (نوار ابزار بالای صفحه نمایش شما)

Somewhere along this road there's a garage.

جایی در این جاده یک گاراژ وجود دارد.

along

قید

(قید) در مسیر رو به جلو، در مسیر، در طول (دو مثال اول) – به همراه کسی، چیزی یا کسی را به همراه خود به جایی بردن (مثال سوم) – به سمت رشد یا پیشرفت، پیش رفتن، به سمت یک حالت یا موقعیت بهتر (مثال چهارم)

He walked along the street by himself.

او، تنها، در طول خیابان قدم زد.

I was driving along, thinking about Sara.

من داشتم رانندگی میکردم و در عین حال به سارا فکر میکردم.

She brought her son along with her.

او پسرش را بو خودش آورد.

The movie's coming along nicely.

فیلم دارد خوب پیش میرود. (داره کم کم جذاب میشه)

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) be/come along در جایی خاص، اینجا یا آنجا، رسیدن (مثال اول) – از یک نفر به نفر دیگر - all along همیشه، از ابتدا (مثال دوم) - along about حدود، دور و برد، تقریبا در موقع (مثال سوم) - along with الف:علاوه بر ب: همراه با (مثال آخر)

Another bus should be along in a minute.

یک اتوبوس دیگر ظرف یک دقیقه باید اینجا برسد.

They knew all along how big and important this day was for them.

آن ها از ابتدا میدانستند که این روز برای آن ها تا چه اندازه بزرگ و مهم است.

Along about March, I really can't wait anymore for spring.

تقریبا در ماه مارس (حدودای ماه مارس)، من دیگر اصلا نمی توانم انتظار بهار را بکشم.

Jane went to the mall along with David.

جین به همراه دیوید به مرکز خرید رفت.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره along، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته