برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی grain به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل grain
(اسم) دانه – یک چیز کوچک و سخت از چیزی – یک ذره از چیزی (مثال آخر)
The machine grinds grain into flour.
این ماشین دانه را به آرد آسیاب می کند.
a grain of rice
یک دانه برنج
یک دانه شن / نمک
There is not a grain of truth in what he said.
در آن چه که او گفت یک جو حقیقت وجود نداشت.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) آوند های درخت یا رگه های یک سنگ
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره grain، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


