برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی grain به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل grain
(اسم) دانه – یک چیز کوچک و سخت از چیزی – یک ذره از چیزی (مثال آخر)
The machine grinds grain into flour.
این ماشین دانه را به آرد آسیاب می کند.
a grain of rice
یک دانه برنج
یک دانه شن / نمک
There is not a grain of truth in what he said.
در آن چه که او گفت یک جو حقیقت وجود نداشت.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) آوند های درخت یا رگه های یک سنگ
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره grain، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

