برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی grain به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل grain
(اسم) دانه – یک چیز کوچک و سخت از چیزی – یک ذره از چیزی (مثال آخر)
The machine grinds grain into flour.
این ماشین دانه را به آرد آسیاب می کند.
a grain of rice
یک دانه برنج
یک دانه شن / نمک
There is not a grain of truth in what he said.
در آن چه که او گفت یک جو حقیقت وجود نداشت.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) آوند های درخت یا رگه های یک سنگ
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


