برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hunt به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hunt
(فعل) به شکار رفتن، شکار کردن – به دقت به دنبال کسی یا چیزی گشتن
He hunts every weekend.
او هر هفته به شکار می رود.
او شکار کردن و ماهیگیری را دوست دارد.
He's hunting for a new apartment.
او دنبال یک آپارتمان جدید می گردد.
I’ve hunted everywhere for the missing keys.
من همه جا به دنبال کلیدهای گمشده گشتم.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) hunt down الف: در پیدا کردن چیزی موفق شدن ب: پیدا کردن و دستگیر کردن کسی (مثال اول) - hunt out پیدا کردن چیزی بعد از جستجو (مثال دوم) - hunt up موفق به پیدا کردن کسی یا چیزی شدن
hunt
اسم
hunts
(اسم) شکار – جستجو - in the hunt شانس پیروزی یا موفقیت داشتن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hunt، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

