عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل hunt

hunt

فعل

US تلفظ صوتی/ˈhʌnt/

hunts; hunted; hunting

(فعل) به شکار رفتن، شکار کردن – به دقت به دنبال کسی یا چیزی گشتن

He hunts every weekend.

او هر هفته به شکار می رود.

He likes to hunt and fish.

او شکار کردن و ماهیگیری را دوست دارد.

He's hunting for a new apartment.

او دنبال یک آپارتمان جدید می گردد.

I’ve hunted everywhere for the missing keys.

من همه جا به دنبال کلیدهای گمشده گشتم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) hunt down الف: در پیدا کردن چیزی موفق شدن ب: پیدا کردن و دستگیر کردن کسی (مثال اول) - hunt out پیدا کردن چیزی بعد از جستجو (مثال دوم) - hunt up موفق به پیدا کردن کسی یا چیزی شدن

to hunt down war criminals

دستگیر کردن جنایت کاران جنگی

We will hunt out all of them.

ما همه آن ها را پیدا خواهیم کرد.

hunt

اسم

hunts

(اسم) شکار – جستجو - in the hunt شانس پیروزی یا موفقیت داشتن

They went on a hunt.

آن ها به شکار رفتن.

The hunt for the injured climber continued through the night.

جستجو برای آن کوهنورد زخمی تا شب ادامه پیدا کرد.

At this point in the season, both teams are still in the hunt.

تا اینجای فصل هر دو تیم هنوز شانس قهرمانی دارند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان