koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی back به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

back

اسم

US /ˈbæk/

backs

(اسم) کمر کسی یا حیوانی (مثال اول) – پشت چیزی یا سطحی (مثال دوم و سوم) – صفحات آخر یک مجله یا کتاب (مثال آخر) – بازیکن خط دفاع در ورزش هایی مانند فوتبال

Most of the victims were shot in the back.

بسیاری از این قربانیان از ناحیه پشت مورد اصابت قرار گرفتند.

the back of the head

پشت کله

the back of the check

پشت برگه چک

The answer key is in the back of the book.

کلید پاسخ به سوالات در آخر کتاب قرار دارد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) a pat on the back تقدیر، ستایش (مثال اول) - a stab in the back خیانت ، خنجر از پشت - at/in the back of your mind در پس ذهن شما، هنگامی که می خواهید بگویید که به چیزی فکر میکنید یا مد نظر شما بوده است (مثال دوم) - back is to/against the wall هنگامی که شما مجبور هستید کاری را برای پرهیز از شکست انجام دهید (مثال سوم)

The only reason he work so hard is to receive a pat on the back from his boss.

تنها دلیلی که او خیلی کار میکند این است که از طرف رئیسش مورد ستایش قرار گیرد.

It's kind of in the back of your mind all the time.

این موضوع به نوعی همیشه در پس ذهن من بوده است.

We had our backs to the wall with no choice but to sell.

ما چاره او جز فروش نداشتیم.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) back to back الف: حالت قرار گرفتن به صورت پشت به پشت ب: پشت سر هم رخ دادن، یک پس از دیگری (مثال اول) - back to front لباس را بر عکس پوشیدن (مثال دوم) - behind someone's back به صورت مخفی، بدون اطلاع کسی یا در نبود کسی (مثال سوم)

The team won back-to-back NBA championships.

این تیم، قهرمانان nba را یکی پس از دیگری شکست داد.

You've got your sweater on back to front.

شما سویشرت خود را بر عکس پوشیده اید.

People laughed at him behind his back.

مردم پشت سرش خندیدند.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) break the back of کمر چیزی را شکست (کنایه از پایان دادن) - eyes in the back of your head وقتی که کسی غافلگیر میشود که شما او را دیده اید یا متوجه کار او شده اید (مثال اول) – get your back up عصبانی شدن - have someone's back یا watch your back از کسی پشتیبانی کردن، هوای کسی را داشتن - in back of پشت چیزی یا جایی - on the back of به دلیل چیزی (مثال دوم) - get (somebody) off somebody’s back جلوی کسی را که زیادی سوال میکند یا انتقاد میکند و باعث اختلال در کار شما میشود را بگیرید (مثال سوم)

My dad always seems to know when we've done something we shouldn't. He has eyes in the back of her head!

پدر من به نظر همیشه وقتی که ما کاری را که نباید را انجام میدهیم خبر دارد. او پشت سرش هم چشم دارد.

Profits have increased on the back of improved international sales.

به دلیل فروش های بیشتر شده خارجی، سود افزایش پیدا کرده است.

Why don't you guys get off my back?

چرا شما ها دست از سر من بر نمیدارید؟

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) out back پشت جایی مانند یک خانه - put someone's back up کسی را اذیت یا عصبانی کردن - put your back into تلاش زیادی را در خصوص چیزی بکار گرفتن - scratch someone's back به کسی کمک کردن - see the back of اینکه بگویید که از رفتن کسی خوشحال هستید - the shirt off your back کمک کردن (مثال اول) - turn your back برگشتن یا پشت کردن به کسی یا چیزی (مثال دوم) – backless (صفت – در مورد لباس) بیشتر کمر را نمی پوشاند

He'd give me the shirt off his back if I ever needed help.

هر وقت که کمک بخواهم او به من کم میکند.

Don't turn your back on your country and your culture.

به کشور و فرهنگت پشت نکن.

back

قید

(قید - معمولا در حالت قید با افعال یا کلمات قبل یا بعد خود معنی میشود و معنی مجردی ندارد) عقب، به سمت عقب، در عقب، به گذشته، به مکان ابتدایی – در جواب (سه مثال آخر)

Looking at her old photographs brought back a lot of memories.

نگاه کردن به عکس های او خاطرات زیادی را برگرداند.

She was back home by half past seven.

او ساعت هفت و نیم به خانه برگشت.

The house is set back from the street.

آن خانه با فاصله از خیابان قرار دارد.

Sit back and relax.

تکیه بده و راحت باش.

I'm busy at the moment - can I call you back?

من الان مشغول کار هستم. می توانم بعدا با شما تماس بگیرم؟

to take back her accusations

پس گرفتن اتهاماتش

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) back of پشت چیزی

back

صفت

(صفت) پشتی، عقبی (مثال اول) – گذشته (مثال اول) – back rent/taxes etc اجاره/مالیات/ و غیره قبلی (مثال سوم)

the back door

در پشتی

a back issue of the magazine

مشکل گذشته این مجله

to pay back taxes

پرداخت کردن مالیات قبلی (عقب افتاده)

back

فعل

backs; backed; backing

(فعل) کمک کردن، حمایت کردن، پشتیبانی کردن (support – مثال اول) – روی کسی یا چیزی شرط بستن (مثال دوم) – با مدرک یا پول از چیزی پشتیبانی کردن – با نواختن یک آلت موسیقی یا خواندن، با خواننده یا نوازنده اصلی همراهی کردن (مثال سوم)

It is hoped that all sides will back the peace plan.

امید است که همه طرف ها از طرح صلح پشتیبانی کنند.

The horse I backed won.

اسبی که من روی آن شرط بستم برنده شد.

A guitarist backed up the singer.

یک نوازنده گیتار با خواننده همراهی کرد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) برگشتن (مثال اول) – پشت به چیزی بودن (مثال دوم) - back away به عقب رفتن، عقب نشینی کردن - back down بحث یا دعوا سر چیزی را متوقف کردن (مثال آخر) - back into الف: کشیده شدن به کاری ب: برگشتن یا برگرداندن

Look how's backed!

نگاه کن چه کسی برگشته!

The house is backed by fields.

مزارع پشت خانه وجود دارد.

Both sides have refused to back down.

هر دو طرف از کوتاه آمدن خودداری کردند.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) back off الف: متوقف کردن یا بس کردن دعوا یا مرافعه (مثال اول) ب: خودداری کردن از انجام کاری که با آن موافقت کرده بودید (back out) ج: کسی را اذیت نکردن - back up الف: به عقب رفتن (مثال دوم) ب: به ترافیک خوردن، قفل شدن جاده به دلیل ازدحام زیاد خودروها (مثال سوم) ج: حمایت کردن از کسی، پشتیبانی کردن (مثال چهارم) د: کپی یا بکاپ گرفتن از اطلاعات (مثال آخر)

Back off! There's no need to yell at me.

بس کن! لازم نیست که سرم داد بزنی.

The bus backed up slowly.

اتوبوس به آرامی عقب رفت.

The traffic was starting to back up in both directions.

ترافیک داشت از هر دو سمت قفل میشد.

two doctors backed up by a team of nurses

دو دکتر توسط یک تیم پرستاری پشتیبانی شدند

Remember to back up your data before manipulating them.

یادت باشد که قبل از دستکاری اطلاعات خود از آنها نسخه پشتیبان تهیه کنی.