koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی occasionally به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

occasionally

قید

US /əˈkeɪʒənəli/

(قید) بعضی اوقات - very occasionally به ندرت

I occasionally watch TV.

من بعضی اوقات تلویزیون نگاه می کنم.

Occasionally, things don't go as planned.

بعضی اوقات کارها طبق برنامه پیش نمی رود.

We only see each other very occasionally.

ما تنها به ندرت یکدیگر را می بینیم.