koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی be به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

be

فعل

US /ˈbiː/

am /ˈæm/ /əm/, are /ˈɑɚ/ /ɚ/ , is /ˈɪz/ /əz/ , was /ˈwəz/ , were /ˈwɚ/, been /ˈbɪn/, در بریتیش /ˈbiːn/ , being /ˈbiːjɪŋ/

(فعل - am, is, are, was, were, be, been, being) برای تعیین هویت یا نوع چیزی یا کسی (مثال اول) – برای تعیین یا بیان ویژگی یا کیفیت چیزی یا کسی (مثال دوم) – برای بیان مفهوم و معنی بودن (مثال های سوم تا آخر)

She is my sister.

او خواهر من است.

I'm thirsty.

من تشنه هستم.

Is anyone there?

کسی آنجا هست؟

It's 6 o'clock.

ساعت 6 است.

I haven't been there for several years.

من برای چند سال آنجا نبوده ام.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) مساوی است با (مثال اول) – رفتن یا آمدن (در جملات کامل، مانند حال کامل یا گذشته کامل - مثال دوم) - to have been there, done that یعنی قبلا چیزی تجربه کرده اید و از دوست ندارید دوباره همان کار را انجام بدهید – بودن، زنده بودن، وجود داشتن (مثال سوم)

Three plus four is seven.

سه به علاوه چهار میشود هفت.

Have you ever been to Paris?

آیا تا به حال به پاریس رفته اید؟

I think, therefore I am.

من فکر میکنم، پس هستم. (جمله معروف رنه دکارت، فیلسوف فرانسوی)

be

فعل کمکی

(فعل کمکی – am, is, are, was, were, be, been, being) برای ساختن جمله مجهول (دو مثال اول) – برای ساختن جملات استمراری (مثال سوم و چهارم) - be to do something به جای should و must (مثال آخر)

He was asked to wait.

از او خواسته شد تا صبر کند.

A body has been discovered by the police.

یک کودک توسط پلیس پیدا شده است.

She was driving.

او داشت رانندگی میکرد.

They are studying.

آن ها در حال مطالعه هستند.

You are (= must) to report this to the police.

تو باید این موضوع را به پلیس گزارش دهی.

(فعل کمکی – ادامه بررسی معنی واژه) برای بیان اینکه قرار است چه چیزی در آینده رخ دهد (در حالت گذشته و آینده، قرار است که –مثال اول) – به جای could (مثال سوم و چهارم) – برای بیان شرط یا شرایط (مثال آخر)

No one realized that he was one day to become famous.

هیچ کس نمیدانست که او روزی معروف خواهد شد. (قرار است معروف شود)

Sara and Jimmy are to be married in June.

سارا و جیمی در ماه ژوئن ازدواج خواهند کرد. (قرار است ازدواج کنند)

He was never to see his wife again.

او نتوانست دوباره همسرش را ببیند.

The book was nowhere to be found.

آن کتاب هیچ جا پیدا نمیشد.

If you were allowed to have one wish, what would it be?

اگر به شما اجازه داده میشد یک آرزو کنید، آن آرزو چی بود؟

(فعل کمکی – ادامه بررسی معنی واژه) be yourself خودت باش - the best is yet to come/be اتفاق بهتری رخ خواهد داد، اوضاع بهتر میشود - the powers that be مسئول، مسئولان، مقامات (مثال اول)

The powers that be are assessing the situation.

مقامات در حال ارزیابی موقعیت هستند.