koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی dismay به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

dismay

فعل

US /dɪsˈmeɪ/

dismays; dismayed; dismaying

(فعل) موجب ناراحتی شدید یا ناامیدی شدن

Your decision to publish such an article dismays me.

تصمیم شما برای انتشار چنین مقاله ای مرا بسیار ناراحت میکند.

dismay

اسم

(اسم) نگرانی، ترس، ناراحتی

She looked at him in dismay.

او با ناراحتی به آن پسر نگاه کرد.

The thought of leaving filled her with dismay.

فکر رفتن وجودش را پر از ترس میکرد.