برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی keyboard به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل keyboard
(اسم) صفحه کلید کامپیوتر – وسیله موسیقی (کیبورد) – صفحه کلید پیانو یا هر ابزار موسیقی دیگر
keyboard
فعل
keyboards; keyboarded; boarding
(فعل) وارد کردن اطلاعات داخل کامپیوتر
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره keyboard، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

