koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی accessory به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

accessory

اسم

US /ɪkˈsɛsəri/

accessories

(اسم) چیزی که به چیزی افزوده میشود تا آن را مفید یا موثر یا جذاب یا تعمیر کند (وسیله جانبی – دو مثال اول) – (در قانون) همدست در یک جرم (مثال سوم) - accessory before/after the fact کسی که قبل یا بعد از جرم کسی به او کمک کرده است (مثال آخر)

bathroom accessories such as mirrors

وسایل جانبی حمام مثل آینه ها

Sunglasses are much more than a fashion accessory.

عینک های آفتابی خیلی بیش از یک ابزار زیبایی هستند. (برای سلامتی چشم هم لازم اند)

an accessory to murder

یک مشارکت کننده در قتل

She was charged with being an accessory after the fact.

او به این دلیل که به مجرم، بعد از جرمش کمک کرده است محکوم شد.