بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی fasten به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل fasten

fasten

فعل

US تلفظ صوتی/ˈfæsn̩/

fastens; fastened; fastening

(فعل) وصل شدن، وصل کردن، چسبیدن، چسباندن – بستن

He fastened the dog's leash to a post and went into the store.

او قلّاده سگ را به یک صندوق پست بست و وارد فروشگاه شد.

This dress fastens in the back.

این پیراهن از پشت بسته می شود.

Fasten your seat belt.

کمربند ایمنی خود را ببندید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) fasten on چشم یا توجه یا امید یا تقصیر و غیره را به چیزی معطوف کردن یا دوختن (مثال اول) - fasten onto (something) گفتن و محکم نگه داشتن چیزی

She fastened on the television screen.

او به صفحه تلویزیون چشم دوخته بود.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره fasten، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان