برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی scenery به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل scenery
(اسم) منظره، چشم انداز – وسایل صحنه در تئاتر که مکان اجرای نمایش را ترسیم میکند (مثال دوم) - a change of scenery تغییر در محیط اطراف کسی مخصوصا تغییر مکان (مثال سوم)
The scenery really was beautiful.
آن منظره واقعا زیبا بود.
There was a break while the scenery was changed.
وقتی صحنه سازی تغییر کرد، یک وقفه در تئاتر ایجاد شد.
He was looking for a new job because he felt he needed a change of scenery.
او دنبال یک کار جدید میگشت چون احساس میکرد که به تغییر نیاز دارد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره scenery، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


