برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی scenery به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل scenery
(اسم) منظره، چشم انداز – وسایل صحنه در تئاتر که مکان اجرای نمایش را ترسیم میکند (مثال دوم) - a change of scenery تغییر در محیط اطراف کسی مخصوصا تغییر مکان (مثال سوم)
The scenery really was beautiful.
آن منظره واقعا زیبا بود.
There was a break while the scenery was changed.
وقتی صحنه سازی تغییر کرد، یک وقفه در تئاتر ایجاد شد.
He was looking for a new job because he felt he needed a change of scenery.
او دنبال یک کار جدید میگشت چون احساس میکرد که به تغییر نیاز دارد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره scenery، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

