برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی web به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل web
(اسم) the Web اینترنت – تار عنکبوت – شبکه ای از چیزهای بهم متصل (مثال آخر) – پوست شبه به توری در بین انگشتان برخی از حیوانات مانند اردک
I found the information on the Web.
من این اطلاعات را در اینترنت یافتم.
He watched a spider spinning its web.
او یک عنکبوت را که داشت تار خود را می بافت دید.
a web of streets
شبکه ای از خیابان ها
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره web، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

