بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی ice به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل ice

ice

اسم

US تلفظ صوتی/ˈaɪs/

ices

(اسم) یخ (دو مثال اول) - on ice برای سرد کردن داخل یا روی یخ گذاشتن، پیروزی را ممکن کردن (مثال سوم و چهارم) - break the ice یخ رابطه یا دیدار را شکستن (مثال آخر) - on thin ice در موقعیتی شکننده و خطرناک

Ice formed on the car's windows.

یخ، روی پنجره های ماشین تشکیل شد.

Fill the glass with ice.

لیوان را از یخ پر کن. (در واقع: داخل لیوان یخ بریز.)

I'll put the juice on ice.

من آبمیوه را داخل یخ می گذارم.

With that last goal they put the game on ice.

آن ها با آخرین گل پیروزی در بازی را ممکن کردند.

She told a joke to break the ice.

او یک جک تعریف کرد تا یخ جلسه را بشکند.

ice

فعل

ices; iced; icing

(فعل) روی کیک خامه زدن – کسی را کشتن - ice over یخ زده (مثل سطح یک دریاچه) - ice up (در مورد یک ماشین) یخ زدن و از کار افتادن

The engine had iced up.

موتور یخ زده بود.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره ice، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته