برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی raw به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل raw
(صفت) پخته نشده، خام – خام (آماده نشده یا پالایش نشده یا پردازش نشده و غیره – مثال دوم) – (در مورد پوست بدن) مجروح، پوست رفته، خراشیده (مثال سوم) - touch/hit a raw nerve با زدن حرفی کسی را دلخور کردن (مثال آخر)
raw fish
ماهی خام
فولاد/ابریشم/اطلاعات خام
The skin on her feet had been rubbed raw.
پوست پاهایش خراشیده شده بود.
Seeing his face, Sara realized she’d touched a raw nerve.
سارا با دیدن صورت آن پسر فهمید که او را ناراحت کرده است.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) (در مورد هوا) مرطوب و خیلی سرد – یک فرد بی تجربه یا نابلد (خام – مثال دوم) – رکیک، وقیح (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره raw، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


