برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی appoint به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل appoint
(فعل) منصوب کردن کسی برای یک مقام یا یک وظیفه – مرتب کردن یک اتاق یا جایی و قرار دادن اسباب و اثاثیه در آن (مثال دوم) – مقرر کردن (معمولا به صورت appointed به معنی مقرر شده یا تعیین شده – دو مثال آخر)
The decision to appoint Jim was almost unanimous.
تصمیم برای انتصاب جیم تقریبا با موافقت همه بود.
the hotel's beautifully appointed rooms
اتاق ها هتل که به زیبایی دکور شده اند
at the appointed time
در زمان مقرر شده
Their parents appointed a day in June for celebration.
والدین آن ها تاریخی را در ماه ژوئن برای جشن در نظر گرفتند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره appoint، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


