برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی appoint به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل appoint
(فعل) منصوب کردن کسی برای یک مقام یا یک وظیفه – مرتب کردن یک اتاق یا جایی و قرار دادن اسباب و اثاثیه در آن (مثال دوم) – مقرر کردن (معمولا به صورت appointed به معنی مقرر شده یا تعیین شده – دو مثال آخر)
The decision to appoint Jim was almost unanimous.
تصمیم برای انتصاب جیم تقریبا با موافقت همه بود.
the hotel's beautifully appointed rooms
اتاق ها هتل که به زیبایی دکور شده اند
at the appointed time
در زمان مقرر شده
Their parents appointed a day in June for celebration.
والدین آن ها تاریخی را در ماه ژوئن برای جشن در نظر گرفتند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره appoint، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

