koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی cover به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

cover

فعل

US /ˈkʌvɚ/

covers; covered; covering

(فعل) پوشاندن یا پهن کردن چیزی روی چیز دیگر – تحت پوشش کامل قرار دادن – پیمودن یک منطقه یا یک مسافت

She covered the child with a blanket.

او آن کودک را با یک پتو پوشاند.

She covered her head with a scarf.

او سرش را با یک روسری پوشاند.

By sunset we had covered thirty miles.

تا غروب آفتاب ما 30 مایل را طی کرده بودیم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) گزارش کردن خبر چیزی – داشتن پول کافی برای چیزی – نگهبانی کردن از چیزی به صورتی که آماده شلیک باشید (مثال آخر)

She covers political news for the network.

او اخبار سیاسی را برای این شبکه پوشش می دهد.

This money should cover the cost of repairing the wall.

این پول باید هزینه تعمیر دیوار را پوشش دهد.

Cover me while I move forward.

وقتی به جلو می روم مرا پوشش بده.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) cover up الف: بدن خود را یا بخشی از بدن خود را پوشاندن (مثال اول) ب: مخفی کردن چیزی (مثال دوم) - cover your tracks رد خود را پاک کردن (مثال سوم)

She quickly covered herself up.

او به سرعت خودش را پوشاند.

They’re trying to cover up the truth.

تو سعی میکنی که حقیقت را مخفی کنی.

He tried to cover his tracks by burning all the documents.

او سعی کرد با سوزاندن همه آن اسناد رد خود را پاک کند.

cover

اسم

covers

(اسم) پناهگاه یا محافظ – کاور چیزی مثل کاور لباس (مثال دوم) – پتو یا هر چیزی که موقع خواب به روی خود می اندازید

Jim heard the storm was coming and took cover.

جیم شنید که طوفان در حال نزدیک شدن است و پناه گرفت.

I keep my computer printer under a plastic cover.

من پرینتر کامپیوتر خودم را داخل یک کاور پلاستیکی نگه می دارم.

On cold days, she pulled the covers up to her chin.

در روزهای سرد او پتو را تا چانه خود بالا می کشد.