برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی broad به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل broad
(صفت) خیلی عریض یا پهن (دو مثال اول) – شامل انواع مختلفی از افراد یا چیزها (گسترده – مثال سوم) – (در مورد لهجه) متعلق به جایی، واضح، غلیظ (مثال آخر)
He was six feet tall, with broad shoulders.
او 6 فوت قد داشت با شانه های پهن.
The room is four meters long and two meters broad.
این اتاق چهار متر درازی و دو متر پهنا دارد.
The magazine covers a broad range of subjects.
این مجله طیف گسترده ای از موضوعات را پوشش می دهد.
She spoke with a broad American accent.
او با لهجه غلیظ آمریکایی حرف زد. (از لهجه او آمریکایی بودنش مشخص بود)
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) واضح، آشکار - broad-based گسترده - in broad daylight در روشنایی روز (مثال اول) – broadly (قید) الف: به طور گسترده، به طور عمومی ب: (در مورد لبخند) به صورت گشاده
broad
اسم
broads
(اسم) زن (توهین آمیز)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره broad، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


