koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی broad به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

broad

صفت

US /ˈbrɑːd/

broader; broadest

(صفت) خیلی عریض یا پهن (دو مثال اول) – شامل انواع مختلفی از افراد یا چیزها (گسترده – مثال سوم) – (در مورد لهجه) متعلق به جایی، واضح، غلیظ (مثال آخر)

He was six feet tall, with broad shoulders.

او 6 فوت قد داشت با شانه های پهن.

The room is four meters long and two meters broad.

این اتاق چهار متر درازی و دو متر پهنا دارد.

The magazine covers a broad range of subjects.

این مجله طیف گسترده ای از موضوعات را پوشش می دهد.

She spoke with a broad American accent.

او با لهجه غلیظ آمریکایی حرف زد. (از لهجه او آمریکایی بودنش مشخص بود)

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) واضح، آشکار - broad-based گسترده - in broad daylight در روشنایی روز (مثال اول) – broadly (قید) الف: به طور گسترده، به طور عمومی ب: (در مورد لبخند) به صورت گشاده

My property has been violated in broad daylight.

روز روشن به ملک من تجاوز شده است.

Public opinion was broadly in favor of the idea but did not consider it a priority.

دیدگاه عموم مردم به طور کلی موافق این ایده است ولی اولویت آن را در نظر نمیگیرد.

broad

اسم

broads

(اسم) زن (توهین آمیز)