koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی sorrow به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

sorrow

اسم

US /ˈsɑroʊ/

sorrows

(اسم) غم و اندوه شدید (grief) – موجب یا عامل غم (مثال دوم)

I felt no sorrow for her.

من هیچ قصه ای برایش در دل نداشتم.

She went to the bar to drown her sorrows.

او به میخانه رفت تا غم و قصه ها را از خود دور کند.

sorrow

فعل

sorrows; sorrowed; sorrowing

(فعل) احساس غم کردن، غمگین بودن

sorrowing parents

والدین غمگین

Her friend was sorrowing over the loss of a child.

دوستش بخاطر از دست دادن یک کودک غمگین بود.