برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی waitress به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل waitress
(اسم) زنی که پیشخدمت یک رستوران و ... است
The waitress comes and we order a pizza.
پیشخدمت می آید و ما یک پیتزا سفارش میدهیم.
waitress
فعل
waitresses; waitressed; waitressing
(فعل) پیشخدمتی کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره waitress، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

