koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی appear به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

appear

فعل

US /əˈpiɚ/

appears; appeared; appearing

(فعل) به نظر رسیدن، با کاراکتر خاصی نمایان شدن (سه مثال اول) – نمایان شدن، قابل مشاهده شدن (مثال چهارم) – به وجود آمدن یا در دسترس قرار گرفتن یا مورد استفاده قرار گرفتن (مثال آخر)

He appears (= seems/looks) sad.

او ناراحت به نظر میرسید.

There appears to be some mistake.

به نظر چند تا مشکل اینجا وجود داشته باشد.

It appears to us that something should be done.

به نظر ما کاری بهتر است صورت گیرد.

Two days later a rash appeared.

دو روز بعد یک جوش روی پوست نمایان شد.

This condition appears in close to one percent of the population.

این شرایط برای نزدیک به یک در صد از جامعه به وجود می آید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) حضور پیدا کردن، رسیدن (مثال اول) – بازی کردن در یک فیلم یا یک نمایش یا حضور پیدا کردن در یک برنامه (مثال دوم) – چاپ شدن یا نشان داده شدن در یک لیست یا روزنامه یا کتاب و غیره (مثال سوم)

If he hasn't appeared by nine o'clock I'm going without him.

اگر تا ساعت 9 سر و کله او پیدا نشود، بدون او می روم.

She has appeared on many radio and television shows.

او در برنامه های رادیویی و تلویزیونی زیادی حضور پیدا کرده است.

His biography appeared last month.

زندگی نامه او ماه قبل چاپ شد (منتشر شد).

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) حاضر شدن در دادگاه یا یک جلسه رسمی برای دادن اطلاعات یا پاسخ گفتن به سوالات

The two men are due to appear in court tomorrow.

این دو نفر فردا باید در دادگاه حاضر شوند.