koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی beef به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

beef

اسم

US /ˈbiːf/

beefs

(اسم) گوشت گاو – شکایت، گله (مثال دوم) - عضلات

ground beef

گوشت چرخ کرده

What's your beef?

شکایت تو چی است؟

beef

فعل

beefs; beefed; beefing

(فعل) شکایت کردن، گله کردن (مثال اول) - beef up کیفیت یا وزن یا نیرو یا شدت را به چیزی اضافه کردن یا اعمال کردن (مثال دوم)

They’re always beefing about something.

آن ها همیشه از چیزی گله دارند.

The company has plans to beef up its production.

شرکت برنامه دارد تا محصولاتش را بهتر کند.