برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی criticize به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل criticize
(فعل) سرزنش کردن، انتقاد کردن – نقد کردن
The government has been criticized for not taking the problem seriously.
دولت به دلیل جدی نگرفتن آن مشکل مورد انتقاد قرار گرفت.
He asked me to criticize his drawings.
از من خواست که نقاشی های او را نقد کنم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره criticize، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


