برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی priority به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل priority
(اسم) اولویت - takes priority over اولویت داشتن، مهم تر بودن
یک اولویت بالا/پایین
You need to get your priorities straight and go back to school.
شما باید اولویت های خود را درست تنظیم کرده و به مدرسه برگردید.
Getting fresh water and food to the flood victims takes priority over dealing with their insurance claims.
رساندن آب و غذای تازه به قربانیان سیل بر بررسی ادعاهای آن ها درباره بیمه اولویت دارد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره priority، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

