برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی juice به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل juice
(اسم) آبمیوه، آب میوه یا سبزی، آبی که هنگام پختن گوشت خارج می شود – برق (مثال چهارم) - gastric/digestive juice(s) عصاره معده، شیره معده - stew in your own juice/juices نگران بودن و زجر کشیدن از کاری که کرده اید
juice
فعل
juices; juiced; juicing
(فعل) آب سبزی یا میوه ای را گرفتن
juice a orange
آب یک پرتقال را گرفتن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره juice، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

