برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی ticket به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل ticket
(اسم) بلیط – برچسب (در آمریکایی از tag در این معنی استفاده می شود) – لیست کاندیداهای یک حزب در یک انتخابات (مثال دوم) –چیزی که می تواند دست یافتن به چیزی را ممکن کند، راه یا مسیر موفقیت و غیره (بلیط – مثال سوم)
a concert ticket
بلیط کنسرت
the Republican/Democratic ticket
لیست جمهوری خواهان/ دموکرات ها
This player could be their ticket to success.
این بازیکن می تواند کلید موفقیت آن ها باشد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) be (just) the ticket دقیقاً همان چیزی که نیاز است
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره ticket، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

