koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی apply به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

apply

فعل

US /əˈplaɪ/

applies; applied; applying

(فعل) درخواست رسمی و معمولا مکتوب ارائه کردن برای ورد به مدرسه یا گرفتن شغل و غیره (مثال اول) – گذاشتن یا پخش کردن یا مالیدن چیزی روی یک سطح (مثال دوم) – استفاده کردن یا بکارگیری زور یا فشار یا یک ایده و غیره (مثال سوم و چهارم) – ترمز گرفتن یا استفاده از ترمز در یک وسیله نقلیه

Mandy applied to join the police.

مندی درخواست پیوستن به نیروی پلیس را ارائه داد.

to apply paint to a wall

دیوار را رنگ کردن

to apply economic sanctions

استفاده از تحریم ها اقتصادی

These ideas are often difficult to apply in practice.

این ایده ها برای استفاده در عمل معمولا دشوار هستند.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) روی کسی یا چیزی تاثیر داشتن، مهم بودن، ربط داشتن (مثال اول) – استفاده از یک واژه یا اسم و غیره برای توصیف کسی یا چیزی، نسبت دادن (مثال دوم) - apply yourself برای هدفی به سختی کار کردن (مثال سوم)

These rules apply to everyone in the school.

این مقررات مربوط به همه افراد در مدرسه است.

Don't apply that term to me.

آن عبارت را به من نسبت نده.

That was a task I could apply myself to with relish.

آن، کاری بود که من می توانستم با میل و رغبت برایش سخت کار کنم.