برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی thin به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل thin
(صفت) نازک، باریک – لاغر – کم پشت، رقیق (مثال سوم و چهارم)
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) (در مورد صدا) ضعیف، زیر – هوایی که اکسیژن کمی دارد – ضعیف - (a) thick/thin skin (مربوط به یک فرد) زود رنج/پوست کلفت (نقد پذیر، کسی که به راحتی عصبانی یا ناراحت نمی شود - مثال آخر)
صدای زیر و ضعیف
the evidence is thin
این شواهد ضعیف هستند
He has a thin skin and lacks determination – he's certainly not suitable to be a journalist.
او زود رنج و فاقد اراده است – مطمئنا مناسب روزنامه نگار بودن نیست.
thin
فعل
thins; thinned; thinning
(فعل) کم شدن، کم کردن، نازک کردن، ریختن مو، رقیق شدن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره thin، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

