عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل thin

thin

صفت

US تلفظ صوتی/ˈθɪn/

thinner; thinnest

(صفت) نازک، باریک – لاغر – کم پشت، رقیق (مثال سوم و چهارم)

thin summer clothing

یک لباس تابستانی نازک

a thin face

یک صورت لاغر

thin hair

موی کم پشت

thin soup

سوپ رقیق (شل)

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) (در مورد صدا) ضعیف، زیر – هوایی که اکسیژن کمی دارد – ضعیف - (a) thick/thin skin (مربوط به یک فرد) زود رنج/پوست کلفت (نقد پذیر، کسی که به راحتی عصبانی یا ناراحت نمی شود - مثال آخر)

a high, thin voice

صدای زیر و ضعیف

the evidence is thin

این شواهد ضعیف هستند

He has a thin skin and lacks determination – he's certainly not suitable to be a journalist.

او زود رنج و فاقد اراده است – مطمئنا مناسب روزنامه نگار بودن نیست.

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) disappear/vanish into thin air به طرز راز آلودی گم شدن - on thin ice در یک موقعیت یا شرایط دشوار بودن - through thick and thin در دشواری هایی که پیش می آید (مثال آخر)

You're on thin ice, Sara. If you come in late one more time, you're fired!

وضعیت تو خطرناک است سارا. اگر یک بار دیگر دیر بیایی اخراج می شوی.

I stood by him through thick and thin.

من در دشواری ها کنار او بودم.

thin

فعل

thins; thinned; thinning

(فعل) کم شدن، کم کردن، نازک کردن، ریختن مو، رقیق شدن

The bad weather thinned out the crowd a little.

هوای بد کمی از جمعیت کم کرد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان