برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی appointment به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل appointment
(اسم) قرار ملاقات، وقت ملاقات، وقت ویزیت (دو مثال اول) – انتصاب یا گماشتن کسی برای کاری (مثال سوم) – کار یا موقعیت شغلی (job - مثال آخر)
I’d like to make/arrange an appointment to see the doctor.
تمایل دارم برای دیدن دکتر یک وقت ویزیت بگیریم.
All visits are by appointment only.
تمام بازدید ها تنها با قرار قبلی میسر است.
his appointment as the new secretary of state
انتصاب وی به عنوان وزیر خارجه جدید
He takes up his appointment in January.
او کارش را از ژانویه آغاز میکند. (take up آغاز کردن)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره appointment، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

