koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی appointment به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

appointment

اسم

US /əˈpoɪntmənt/

appointments

(اسم) قرار ملاقات، وقت ملاقات، وقت ویزیت (دو مثال اول) – انتصاب یا گماشتن کسی برای کاری (مثال سوم) – کار یا موقعیت شغلی (job - مثال آخر)

I’d like to make/arrange an appointment to see the doctor.

تمایل دارم برای دیدن دکتر یک وقت ویزیت بگیریم.

All visits are by appointment only.

تمام بازدید ها تنها با قرار قبلی میسر است.

his appointment as the new secretary of state

انتصاب وی به عنوان وزیر خارجه جدید

He takes up his appointment in January.

او کارش را از ژانویه آغاز میکند. (take up آغاز کردن)