عضویت عضویت در سایت

تماس تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با calm

calm

صفت

US /ˈkɑːm/

calmer; calmest

(صفت) آرام

The pilot said we’d have to make an emergency landing, and the flight attendants tried to keep us calm.

خلبان گفت که ما مجبوریم یک فرور اضطراری انجام بدهیم و پیشخدمت های هواپیما سعی کردند تا ما را آرام نگه دارند.

calm

اسم

(اسم) آرامش - the calm before the storm آرامش قبل از طوفان

Amid the calm, there was a sense that something could happen at any moment.

در میان آن آرامش، احساسی وجود داشت که اتفاقی ممکن است هر لحظه رخ دهد.

calm

فعل

calms; calmed; calming

(فعل) آرام کردن

I needed some time to calm down.

من برای آرام شدن کمی زمان نیاز داشتم.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها