برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی warning به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل warning
(اسم) بیانیه یا برگه یا یک اتفاق که به آدمی هشدار دهد (دو مثال اول) - fair warning هشدار کافی که بتواند از چیز بدی جلو گیری کند
Let that be a warning to you.
بگذار آن، هشداری برای تو باشد.
I had absolutely no warning.
به هیچ وجه هشداری به من داده نشد.
warning
صفت
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


